بصير احمد دولت آبادى
467
شناسنامه افغانستان ( فارسى )
ختم قائله درج تاريخ مىشوند . مثلا سراج التواريخ كه وقايع تاريخى افغانستان و خاصتا دوره عبد الرحمان را بررسى كرده است ، در عصر حبيب اللّه خان پسر عبد الرحمان و زير نظر مستقيم شخص وى تدوين يافته است . در مورد حكومت ظاهر خان هنوز هم به خاطر زنده بودن شخص وى ، مورخان به خوبى قضايا را بررسى نكردهاند . فقط مرحوم فرهنگ چيزهايى در اين مورد نوشته كه توانسته است جاى خود را در جامعهء ما باز كند . بههرحال ، بايد گفت هنوز هم به درستى روشن نشده است كه كودتاى 26 سرطان سال 1352 ش واقعا سازش خانوادگى بود ، يا اين كار بر خلاف نظر شاه اتفاق افتاده است . در نگاه اول بعيد به نظر مىرسد كه شاه و يا سلطانى به اين سادگى از قدرت و حكومت چشم بپوشد ، ولى تاريخ فراوان نشان داده است كه گاهى قدرتمندان چوب طرح خود را خوردهاند . نمونهء زندهء آن كنار رفتن گورباچف از قدرت و سقوط امپراتورى بزرگ ماركسيستى جهان در سال 1370 هجرى شمسى ( 1991 م ) است . هيچكسى نمىتواند ادعا كند كه گورباچف چنين وضعى را مىخواست ، ولى همه مىتوانند بگويند كه عامل اين وضع و ديگرگونى خود او بود . شايد بتوان همين قضاوت را دربارهء ظاهر خان هم كرد . او را نمىتوان طرفدار كودتا گفت ، ولى مىتوان عامل اصلى كودتا به حساب آورد . آقاى حقشناس در اين مورد مطلبى دارد و خدا كند كه حقشناسى كرده باشد : « . . . روسها از قدرت اجرايى شفيق در هراس افتادند و اين نگرانى خويش را گاهگاه در محافل و نزد افرادى كه با آنها تماس داشتند ، اظهار مىنمودند و چنان معلوم مىشد كه دست به كار خطرناكى خواهند زد . آرى ، اين حدس و گمان بى جا نبود و يك هفته قبل از